محمد الريشهري

547

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

كاشف ، در قرآن و حديث بر گرفته‌هاى مادّه " كشف " ، هفده بار در قرآن كريم به خدا نسبت داده شده‌اند . و صفت " كاشف " ، دو بار به اين صورت آمده است : " و اگر خدا به تو گزندى برساند ، جز او آن را هيچ از ميان بَرَنده‌اى نيست " و يك بار با تعبير : " ما از ميان بَرنده عذاب هستيم " . در آيات و احاديث ، كاشف بودن خدا ، به امورى مانند گزند ، درد و غم و اندوه و بلا و عذاب رسوايى و پرده غفلت و به طور كلّى ، هر چيزى كه بدى به آن اطلاق شود ، تعلّق گرفته است . قرآن " و اگر خدا به تو زيانى برساند ، كسى جز او بر طرف كننده آن نيست ؛ و اگر خيرى به تو برسانَد ، پس او بر هر چيزى تواناست " . " يا [ كيست ] آن كس كه درمانده را ، چون وى را بخوانَد ، اجابت مىكند ، و گرفتارى را بر طرف مىگردانَد و شما را جانشينان اين زمين قرار مىدهد ؟ آيا معبودى با خداست ؟ چه كم پند مىپذيريد ! " . " [ نه ، ] بلكه تنها او را مىخوانيد ، و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مىگردانَد و آنچه را شريك [ او ] مىگردانيد ، فراموش مىكنيد " . حديث 1368 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله در دعاى " جوشن كبير " : خدايا ! من از تو درخواست مىكنم به نامت . . . اى آمرزنده خطاها ، اى باز دارنده بلاها ، اى پايانِ اميدها !